برای دانلود مداحی های محرم 95 اینجا ، محرم 91 اینجا ، محرم 90 اینجا ، محرم 89 اینجا ، محرم 88 اینجا ، محرم 87 اینجا ، محرم 86 اینجا و محرم 85 اینجا کلیک کنید

روابط اجتماعی امیرالمؤمنین حضرت علی (ع)

روابط نیکو با خویشاوندان

امام علی(علیه السلام) دارای عواطف والای انسانی بود و در روابط اجتماعی، همه را بهره‌مند می فرمود:

- دعوت شام و نهار خویشاوندان را می پذیرفت و روابط گرم و محبت آمیزی با آنان داشت.

- خویشاوندان را به میهمانی دعوت می کرد و از آنها گرم پذیرایی می کرد.

- به عیادت مریضان، خویشاوندان و دیگران می رفت.

- در تولد فرزند برای تبریک گفتن به منازل دوستان و یاران می رفت.

- در مرگ یاران و خویشاوندان به تسلیت بازماندگان می رفت و به مصیبت دیدگان تسلیت می گفت.(1)


روش تبریک گفتن برای تولد فرزند

روزی برای تبریک گفتن به یکی از یاران که تازه صاحب فرزند شده بود، رفت که دیگران هم حضور داشتند.

یکی به پدر نوزاد گفت:

قدم این نوزاد قهرمان و یکه سوار مبارک باشد.

حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمود:

اینگونه برای تولد فرزند تبریک نگو، بلکه بگو:

شَکَرْتَ الْواهِبَ، وَ بُورِکَ لَکَ فِی الْمَوهُوبِ وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ رُزِقْتَ بِرَّهُ .

" خدای بخشنده را شکر کن، و این فرزند بر تو مبارک باشد، امیدوارم بزرگ شود و از نیکوکاری‌هایش بهره گیری. " (2)

اجازه ورود گرفتن

رعایت حقوق خویشاوندان در روابط اجتماعی لازم است.

امام علی(علیه السلام) با این که در سطح عالی، روابط عاطفی خویش را با دوستان و خویشان برقرار می فرمود، تلاش می کرد تا حقوق خویشاوندان نادیده گرفته نشود، حضرت علی(علیه السلام) هر گاه که می‌خواست وارد منزل امام حسن مجتبی (علیه السلام) شود، دب ر را می‌کوبید و اجازه ورود می‌گرفت و آنگاه داخل می شد.(3)

روش برخورد با اسیر

امام علی(علیه السلام) نسبت با اسیرانی که با امام علی(علیه السلام) جنگیدند و در اسارت به سر می بردند.

نسبت به ابن ملجم ، که حضرت را به شهادت رساند و پس از حمله به حضرت علی(علیه السلام) اسیر شد و در زندان به سر می برد، فرمود:

اَلْبَسُوهُم مَمّا تَلْبِسُونَ وَ اَطعِمُوا هُم مِمّا تَأکُلُونَ.

" از لباس هایی که خود می پوشید به آنها بپوشانید و از غذاهایی که خود می خورید به آنها بخورانید. "(4)

حمایت از پیران از کار افتاده

روزی امیرالمومنین (علیه السلام) دید پیرمرد نابینائی گدائی می کند.

فرمود: این پیرمرد کیست؟

گفتند: یا امیرالمومنین این مرد نصرانی و از کار افتاده  است و گدائی می کند.

فرمود:

" تا قدرت کار کردن داشت از او کار کشیدید و چون پیر شد و از کار ماند او را از خود راندید، از بیت المال حقوق او را بپردازید."(5)

کمک به یهودی در راه مانده

مرد یهودی که از شام با چند الاغ گندم به کوفه می آمد، در نزدیکی های شهر کوفه، الاغ های او با بار گم شده بودند و بی نوا با دوست قدیمی خود، حارث اعور همدانی، تماس گرفت  و به امام علی (علیه السلام) متوسل شد.

حضرت علی(علیه السلام) شخصاً الاغ های او را پیدا کرد و آن شب تا سحر از اموال او حفاظت نمود، و تنها برای نماز صبح از یهودی جدا شد. پس از نماز او را به بازار برد، اموال او را به فروش رساند، و نیازهای او را برآورد، وقتی مرد یهودی آن همه ایثار و بزرگواری را از امام علی(علیه السلام) دید، مسلمان شد و گفت:

أَشْهَدُ أَنَّکَ عالِمُ هذِهِ الأُمَّةْ ، وََ خَلیفَةُ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَی الْجِنِّ وَ الأِنْس .

" گواهی می دهم که تو دانشمند امت اسلامی، و جانشین پیامبر بر جن و آدمیان می باشی."(6)

عیادت از مریض

امام علی(علیه السلام) تا شنید صعصعة بن صوحان مریض است فوراً به عیادت او رفت و از او دلجوئی کرد، و از ساده زیستی صعصعة تعریف کرد و فرمود:

وَ اللهِ ما عَلِمْتُکَ إِلا خَفیفَ المَؤُنَةِ حُسْنَ المَعُونَةَ؛ سوگند به خدا از تو جز زندگی ساده و نیکو یاری دادن به مردم، سراغ ندارم.

صعصعه نیز از رحمت و محبت امام علی (علیه السلام) قدردانی کرد.

حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) به هنگام خداحافظی توجه او را به یک تذکر اخلاقی جلب نموده ، فرمود:

" مبادا عیادت کردن من تو را مغرور سازد و بر قبیله خود فخر بفروشی !! که خداوند انسان‌های مغرور و فخر فروش را دوست ندارد."(7)

ارزش مصافحه کردن

در روابط اجتماعی و برخورد انسان ها با یکدیگر ، در هر قوم و قبیله ای ، آداب و رسوم خاصی مطرح است.

برخی برای هم دست بلند می کنند.

و بعضی کلاه از سر برداشته و ابراز محبت می کنند.

و قومی در برابر هم خم و راست می شوند.

اما در اسلام مصافحه و سلام کردن سنت است.

حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود:

به هنگام ملاقات با یکدیگر با هم مصافحه کنید، و با روی خوش برخورد کنید، که گناهان شما را می ریزد و در برخورد با دشمن خود نیز با او مصافحه کنید، هر چند او نخواهد ، زیرا این دستور الهی است و دشمنی ها را از بین می برد.(8)

احکام عطسه زدن

سیستم بدنی انسان وقتی سالم است، و سیستم تنفسی وقتی عیب و نقصی ندارد، در برابر نور، حرارت، گرد و خاک و اجسام خارجی واکنش نشان داده و هوای موجود در شش ها را با سرعت 75 کیلومتر در ساعت به بیرون می راند که مجموعه اینگونه واکنش ها از نظر فیزیولوژی، عطسه زدن نام دارد.

اما در اقوام و ملل جهان خرافات و برخوردهای گوناگونی نسبت به عطسه زدن مطرح است.

در صورتی که در روابط اجتماعی اسلام، حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) رهنمود داد که اگر شخصی نزد شما عطسه زد به او بگوئید:

یرْحَمَکُمُ الله؛ ( خدا شما را رحمت کند)

او در جواب شما بگوید:

یغْفِرَ اللهْ لَکُمْ وَ یرْحَمَکُم (9)؛ " خدا شما را ببخشاید و بر شما رحمت آورد."

روش برخورد با نیازمند

حارث همدانی حاجتی داشت ، به منزل حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) رفت، امام علی (علیه السلام) پس از سلام و احوال پرسی ، فرمود:

آیا خواسته ای داری ؟

حارث گفت: آری.

حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام) بلند شد و چراغ را خاموش کرد و فرمود:

ای حارث! چراغ را خاموش کردم که در برابر خواسته ات دچار ذلت و خواری نشوی.

حال هر چه می خواهی بگو!

زیرا از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) شنیدم:

" خواسته های مردم در دل های بندگان امانت است، هر کس آن را پنهان دارد برای او عبادت نوشته می شود. و کسی که آن را آشکار کند ، باید شنوندگان او را یاری کنند. "(10)

سه شرط پذیرش میهمانی

شخصی امام علی(علیه السلام) را به میهمانی دعوت کرد،

حضرت علی(علیه السلام) فرمود:

سه شرط دارد اگر قبول می کنی می پذیرم، آن شخص گفت شرایط کدامند؟

امام علی (علیه السلام) فرمود:

1-  از بیرون چیزی تهیه ننمائی، هر چه هست بیاوری.

2- آنچه در منزل داری از ما دریغ نکنی.

3- به زن و بچه هایت سخت نگیری.

آن شخص گفت:

هر سه شرط را قبول دارم .

و امام نیز میهمانی او را پذیرفت.(11)

قبول میهمانی

حضرت علی(علیه السلام) دعوت خویشاوندان ، فرزندان، و دختران خود را می پذیرفت.

و در شهر بصره دعوت میهمانی علاء بن زیاد را پذیرفت.

و در شهر مدینه حتی دعوت میهمانی دوستان غیر عرب، از نژادهای گوناگون و ایرانیان را رد نمی کرد.

روزی پس از قبول میهمانی یک مسلمان ایرانی و صرف حلوای نوع ایرانی، علت آن را پرسید.

به امام علی (علیه السلام) گفته شد که؛

به مناسبت عید نوروز این حلوای ایرانی تهیه شد.

امام علی(علیه السلام) به مزاح فرمود: آیا نمی شود، هر روز ، نوروز باشد؟(12)

خنداندن یتیمان

قنبر می گوید:

روزی امام علی (علیه السلام) از حال زار یتیمانی آگاه شد، به خانه برگشت و برنج ، خرما و روغن فراهم کرده در حالی که آن را خود به دوش کشید، مرا اجازه حمل نداد، وقتی به خانه یتیمان رفتیم ، غذاهای خوش طعمی درست کرد و به آنان خورانید تا سیر شدند.

سپس بر روی زانوها و دو دست راه می رفت و بچه ها را با تقلید از صدای بع بع گوسفند می خنداند، بچه ها نیز چنان می کردند و فراوان خندیدند.

سپس از منزل خارج شدیم.

گفتم: مولای من، امروز دو چیز برای من مشکل بود.

اول: آن که غذای آنها را خود بر دوش مبارک حمل کردید.

دوم: آن که با صدای تقلید از گوسفند بچه ها را می خنداندید.

امام علی(علیه السلام) فرمود:

اولی برای رسیدن به پاداش،

و دومی برای آن بود که وقتی وارد خانه یتیمان شدم آنها گریه می کردند، خواستم وقتی خارج می شوم، آنها هم سیر باشند و هم بخندند.(13)

رسیدگی به محرومان

امام علی (علیه السلام) رسیدگی به محرومان را تنها با دستورالعمل و فرمان انجام نمی داد، بلکه شخصاً به رفع مشکلات مردم می پرداخت.

نان خرما را درون زنبیل می گذاشت و با دوش مبارک حمل می کرد و به فقراء می رساند.

اصحاب و یاران می‌گفتند:

" یا امیرالمومنین(علیه السلام) ما این بار را بر می داریم."

حضرت پاسخ می داد که " رهبر امت سزاوارتر است که بردارد. "(14)

پرهیز از اخلاق پادشاهان

امام علی (علیه السلام) به تنهائی در بازار قدم می زد، و مردم را ارشاد می فرمود.

هر گاه عده ای در اطراف آن حضرت یا پشت سر او راه می‌رفتند یا جمع می شدند، می ایستاد می فرمود:

کاری دارید؟

می گفتند:

دوست داریم با شما باشیم و با شما راه برویم.

حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرمود:

" بروید و به راه خود بازگردید."

زیرا اینگونه رفتارها " قلب‌ها را فاسد می‌کند."(15)

پی‌نوشت‌ها:

1- حکمت 354 و 291 نهج البلاغه.

2- حکمت 354 نهج البلاغه.

3- حلیة الابرار ، ج1، ص 383.

4- وسائل الشیعة، ج 11، ص 49.

6- مجالس الواعظین ، ج 1، ص 281.

7- تاریخ یعقوبی ، ج 2، ص193.

8- حلیة المتقین باب یازدهم، فصل دوم.

9- همان.

10- بهج الصباغه، ج 12، ص 212.

11- خصال ؛ ج 1، ص 188.

12- شرح ابن ابی الحدید ، ج 11، ص 274.

13- شجره طوبی، ص 407.

14- کوکب دری ، ج 2، ص 132.

15- کوکب دری، ج 2، ص 131

برگرفته شده از سایت تبیان



نویسنده : منصور زارع خورمیزی - ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٢   |    نظرات []   |    لینک ثابت